برای آزادی



info@barayeazadi.com
در باره ما | آرشیو | پیوندها | مسئله ملی | زنان | کارگری | اقتصادی | سایت خبری | صفحه اول سایت
کد خبر : 10646          2020-05-21 08:58:16

تاریخ کانون نویسندگان ایران را تحریف نکنید! – محسن حکیمی

ٖ بازگشت به صفحه اول
اریخ کانون نویسندگان ایران را تحریف نکنید! – محسن حکیمی

طرح مسئله به این صورت که گویا هیئت دبیران و سپس مجمع عمومی کانون در سال 1358 با «توده ای» بودنِ برخی از اعضای خود مسئله داشته و به این دلیل آنها را «اخراج» کرده خلاف واقع و تحریف آشکار اصول و مبانی و تاریخ کانون نویسندگان ایران است
محسن حکیمی
در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ (۲۰ مه ۲۰۲۰) در سایت «اخبار روز» به نقل از روزنامۀ «شهروند» نوشته ای با عنوان «خانه ای که می خواهند پولش کنند – دیدار با میراث “به آذین”» بازنشر شده است. درپایان این نوشته، درمؤخره ای بدون امضاء تحت عنوان «آنچه در این گزارش نیامده است» از جمله چنین آمده:

«در سال ۱۳۵۸، در پی انتخاب هیئت دبیران تازهٔ کانون نویسندگان، به‌آذین مقاله‌ای نوشت در مخالفت با استفاده از کانون به عنوان پیکره‌ای سیاسی. هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران (باقر پرهام، احمد شاملو، محسن یلفانی، غلام‌حسین ساعدی و اسماعیل خوئی) تصمیم به اخراج به‌آذین، سیاوش کسرائی، هوشنگ ابتهاج، فریدون تنکابنی و محمدتقی برومند گرفت. این تصمیم نهایتاً به تأیید مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران رسید و منجر به اخراج همهٔ اعضای توده‌ای کانون به همراه این پنج تن شد».

این بند حاوی نکاتی خلاف واقع است که واقعۀ انشعاب در کانون نویسندگان ایران را در سال ۱۳۵۸ یکسره تحریف می کند:

1-این ادعا که آقای به آذین مخالف «استفاده از کانون به عنوان پیکره ای سیاسی» بوده خلاف واقع است. ایشان در روزنامۀ «اتحاد مردم» (ارگان «اتحاد دموکراتیک مردم ایران» به دبیر کلی م.ا. به آذین) در مقاله ای با عنوان «آن جا چه می گذرد؟» به تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۵۸چنین نوشت:

«در این باره [برگزاری شب های شعر با عنوان «آزادی و فرهنگ» از سوی کانون نویسندگان ایران در پائیز ۱۳۵۸] بحث های فراوان و گاه پرحرارتی در جلسات عمومی روزهای سه شنبه کانون به عمل آمده و دو خط مشخص در ارزیابی انقلاب ایران و رابطه اش با آزادی رو در روی یکدیگر قرار گرفته است. یکی انقلاب را یا اصلاً نفی می کند (چیزی عوض نشده، فاشیسم دیگری بر ما حکومت می کند)، یا آن که آن را شکست خورده، متوقف شده به وسیله عوامل فشار نظام حاکم می پندارد. دیگری انقلاب را واقعی و پویا می داند و، با اعتقاد به نیروی توده های زحمتکش و محروم که موتور اصلی دگرگونی های انقلابی هستند، وظیفۀ اندیشه ورزان و اهل قلم خدمتگزار خلق را در آن می داند که راه را بر پیروزی این نیرو باز کنند، به آنان در سرکوب دشمن و رهایی توده ها یاری دهند و آزادی بیان و قلم را در خدمت امر حق انقلاب در آرند. اولی مبارزه برای «آزادی مطلق» اندیشه و بیان و نشر و دیگر آزادی های فرهنگی را برای همه – دوست یا دشمن انقلاب فرق نمی کند – در برابر «حکومت فاشیست» و دولت اشغالگر وظیفۀ کانون می شناسد. دومی وظیفۀ کانون را همگامی با نیروهای انقلابی در مبارزه با ضدانقلاب، که از هر بهانه ای برای توطئه گری سود می جوید، می داند، گرچه در مواردی حیطۀ مطلق آزادی فردی محدود گردد. بی شک این هر دو دیدگاه سیاسی است، در چارچوب فعالیت صنفی اهل قلم». (۵۰ سال کانون نویسندگان ایران، پژوهش و گردآوری: کمیسیون پنجاه سالگی کانون نویسندگان ایران، جلد اول، ۱۳۴۷، ص ۱۳۸، تأکید از من است).

این قول طولانی از به آذین را به این جهت نقل کردم که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند که ایشان موضع خود را در مخالفت با برگزاری شب های شعر کانون در سال ۱۳۵۸ «سیاسی» می دانسته است. تفاوت ایشان و دوستانش با هیئت دبیرانِ وقت کانون صرفاً در این بود که «سیاست» ایشان دفاع از جمهوری اسلامی (در پوشش دفاع از «انقلاب») و در چهارچوب حمایت اتحاد جماهیر شوروی از جمهوری اسلامی بود، حال آن که «سیاست» هیئت دبیرانِ وقت دفاع از حق آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا (همان که به آذین آن را «آزادی مطلق» نامیده است) برای همگان بود، و در پی همین دفاع آزادی خواهانه بود که می خواست شب های شعر برگزار کند. حمایت و دفاع سیاسی به آذین وهمنظرانش در کانون نویسندگان ایران از جمهوری اسلامی تا بدان حد بود که به هیئت دبیران فشار آوردند که باید از اشغال سفارت آمریکا در آبان ۱۳۵۸ حمایت کند، فشاری که متأسفانه هیئت دبیران تسلیم آن شد. و این در حالی بود که تا آنجا که به منشور کانون (با عنوان«موضع» کانون) مربوط می شد، هیئت دبیران کانون هیچ گونه التزام و تعهدی نسبت به موضع گیری – نفیاً یا اثباتاً – دربارۀ اشغال سفارت آمریکا نداشت.

۲- اخراج اعضای گروه پنج نفری (به آذین، کسرایی، ابتهاج، تنکابنی و برومند) از سوی هیئت دبیران کانون مطلقاً واقعیت ندارد. طبق اساسنامۀ کانون، هیئت دبیران فقط می توانست عضویت نامبردگان را تعلیق کند، و این همان کاری بود که هیئت دبیران کرد. و این تعلیق نیز دقیقاً منطبق بر منشور و اساسنامۀ کانون بود، چرا که تلاش گروه پنج نفری در ممانعت از برگزاری شب های شعر و دردفاع از سرکوب گروه ها و احزاب سیاسی توسط جمهوری اسلامی از یک سو ناقض اصل دفاع کانون از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همگان و، از سوی دیگر، مغایر با اصل استقلال کانون از نظام جمهوری اسلامی و هر نظام و حزب سیاسی دیگر بود. رکنی که اعضای این گروه را اخراج کرد مجمع عمومی کانون بود و نه هیئت دبیران کانون. (در این مورد، خواننده می تواند به منابع مربوط به انشعاب در کانون در سال ۱۳۵۸ از جمله «بیانیۀ کانون نویسندگان ایران دربارۀ شب های شعر و تعلیق گروه پنج نفری»، مجموعۀ چهار جلدیِ «۵۰ سال کانون نویسندگان ایران» پژوهش و گردآوریِ کمیسیون پنجاه سالگی کانون نویسندگان ایران، مقالات پیوستۀ باقر پرهام در «کتاب جمعه» شماره های ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۲۸، ۲۹ و ۳۰، کتاب «سرگذشت کانون نویسندگان ایران» نوشتۀ محمدعلی سپانلو، کتاب پنج جلدیِ «بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری ایران» نوشتۀ مسعود نقره کار مراجعه کرد).

۳- و سرانجام این نیز خلاف واقع است که دیگر«اعضای توده ایِ» کانون «اخراج» شدند. واقعیت این است که پس از اخراج گروه پنج نفری، سی و چند تن (و نه همۀ) اعضای موسوم به «توده ایِ» کانون از عضویت در کانون استعفا داند. پس، بودند اعضایی که به «حزب توده» گرایش داشتند و در کانون ماندند و هم اکنون نیز هستند اعضایی که این گرایش را دارند و کانون هیچ مشکلی با گرایش سیاسی آنان ندارد. طرح مسئله به این صورت که گویا هیئت دبیران و سپس مجمع عمومی کانون در سال ۱۳۵۸ با «توده ای» بودنِ برخی از اعضای خود مسئله داشته و به این دلیل آنها را «اخراج» کرده خلاف واقع و تحریف آشکار اصول و مبانی و تاریخ کانون نویسندگان ایران است.

محسن حکیمی

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹