برای آزادی



info@barayeazadi.com
در باره ما | آرشیو | پیوندها | مسئله ملی | زنان | کارگری | اقتصادی | سایت خبری | صفحه اول سایت
کد خبر : 10739          2020-08-02 07:01:45

چین در نگاه مردم ایران

ٖ بازگشت به صفحه اول

چین در نگاه مردم ایران
س. اقبال

چین در میان مردم ایران بدنام است. به اجبار کالای چینی می‌خرند. و کالای ارزان چینی کارگاه‌های کوچک و بزرگ را تعطیل می‌کند. چین یک بهره‌ور اصلی از سیاست تحریم ایران است.
در ایران رسم بر آن است که هر کالای وارداتی تقلبی و بنجلی را به چینی‌ها نسبت بدهند. این کالاها گستره‌ای وسیع از لوازم خانگی، وسایل صوتی و تصویری گرفته تا انواع و اقسام گوشی‌های موبایل را در بر می‌گیرند.

بازارهای داخلی ایران را کالاهای چینی قبضه کرده‌اند. تحریم به این موضوع یاری رسانده است. طبق آمار دولتی بیش از یک چهارم واردات کشور به تنهایی از کشور چین صورت می‌پذیرد. چین در بازار داخلی ایران حتا از فروش گردو و سیر هم جا نمی‌ماند.

در باور مردم جنس خوب را به حتم از ژاپن و کره‌ی جنوبی می‌آورند. اما نوع بنجل آن‌ها را از کالاهای چینی می‌توان یافت. کالاهایی که بنا به تجربه‌ای همگانی چند صباحی بیش دوام نمی‌آورند و خیلی زود عمرشان به پایان می‌رسد.

گفته می‌شود بسیاری از کالاهایی که در ایران به اجناس چینی شهرت یافته‌اند، در اصل چینی نیستند. چون گروهی از کشورهای خاور دور هم کالاهای خود را با مارک چین به اینجا و آنجای جهان قاچاق می‌کنند. شرکت‌های بنگلادشی، ویتنامی، تایوانی و حتا کره‌ی شمالی هرکدام به سهم خود در این راه خبره شده‌اند. آن‌ها نیز از همین آب گل‌آلود به ماهی دلخواه خود دست می‌یابند.

راه‌های ورود کالاهای چینی: رسمی و غیر رسمی
اما کالاهای چینی یا شبهِ چینی به تمامی از راه‌های رسمی و قانونی وارد بازار ایران نمی‌شوند.

بیش از سی درصد این کالاها را از مرزهای جنوبی یا غربی کشور به صورت قاچاق و غیر قانونی به داخل ایران می‌کشانند. در غرب کشور این نقش را شبکه‌های بر عهده گرفته که تجارت خود را با استثمار کولبران مناطق مرزی پیش می‌برد.

در جنوب کشور صاحبان لنج‌ها چرخه ترابری را می‌چرخانند.

کالاهای چینی چه از نوع اصل یا تقلبی آن از راه‌های رسمی و غیر رسمی به بازارهای داخلی راه می‌یابند و خیلی راحت به فروش می‌رسند.

تحریم یا خودتحریمی حکومت شرایطی را فراهم دیده است تا مردم هر جنس تقلبی را اصل بپندارند و خیلی راحت به خرید آن رغبت نشان دهند. در بازارهای ایران تورم و تحریم زمینه‌ساز شده برای آنکه مردم به جان آمده از گرانی هر دوغ و کشکی را عسل اصل بخوانند.

پتروشیمی و نقش چین
صادرات پتروشیمی ایران به خارج طی سال‌های اخیر همواره افزایش یافته است. این موضوع در حالی اتفاق می‌افتد که اقتصاد ایران در شرایط تحریم دست و پا می‌زند و صادرات آن به خارج از کشور تا میزان یک سوم کاهش را نشان می‌دهد. به عبارتی روشن‌تر علی‌رغم تبلیغاتی که در خصوص کاهش صادرات ایران صورت می‌پذیرد، پتروشیمی‌ها به رکوردهای جدیدی در صادرات دست می‌یابند. گفتنی است طی همین مدت از تحریم ایران توانسته‌ است از ده‌ها طرح خود در خصوص راه‌اندازی پتروپالایشگاه‌ها و صنایع پتروشیمی موفق عمل کند. چنانکه اکنون تولید داخلی این مواد از میزان شصت میلیون تن هم فراتر می‌رود. فقط بیست میلیون تن از این مواد که به خارج کشور صادر می‌گردد، حدود هیجده میلیارد دلار ارز برای حکومت به ارمغان می‌آورد. دولت با گران کردن پانزده درصدی ارز نیمایی طی ماه گذشته، دوام و بقای این نوع صادرات را تضمین نموده است.

صنایع کوچک ایران در برابر هجوم واردات کالاهای چینی تاب نیاوردند و به پادوهایی همیشگی برای کالاهای چینی بدل شدند. بسیاری از صنایع بزرگ هم از این راه برای خود زیان‌های نجومی اندوختند و حتا برای جبران این زیان‌های نجومی چاره را در آن یافتند که به واسطه‌گری برای اجناس چینی روی بیاورند.

بی‌کفایتی حکومت ایران به رشد ناموزون صنایع پتروشیمی دامن زده است. چون صنایع پایین دستی این بخش از صنعت به قدر کافی توسعه نیافته‌اند و دولت خود را به صادرات آن ملزم می‌بیند. هم‌اکنون تمامی تولید پتروشیمی خارگ به خارج از کشور صادر می‌شود و تولیدات این مجتمع عظیم پتروشیمی هرگز به بازارهای داخلی راه نمی‌یابند. نود و شش در صد تولیدات پتروشیمی زاگروس هم به صادرات تخصیص یافته‌اند. حتا پتروشیمی فناوران هم پنجاه درصد از تولید خود را به خارج صادر می‌کند. چین در واردات مواد پتروشیمیایی ایران نقش نخست را به عهده گرفته است. چون بیش از نیمی از تولیدات واحدهای پتروشیمی ایران راه آب‌های چین را در پیش می‌گیرند. ترکیه، ژاپن، مالزی و کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس پس از چین قرار می‌گیرند. ولی اکثر شرکت‌های این کشورها نقش واسطه را برای تولیدات پتروشیمیایی ایران به عهده می‌گیرند. به هر حال برای دولت ایران این موضوع مهم است که همه ماهه چیزی حدود یک و نیم میلیارد دلار ارز از راه صادرات مواد پتروشیمی به جیب می‌زند. آنوقت شرکت‌های پتروشیمی داخلی حدود نیم در صد از ارز خود را به صرافی‌ها و واسطه‌ها می‌پردازند تا درآمدهای خود را به داخل کشور بکشانند. کار چندان مشکلی نیست. چون این موضوع دیگر برای همه‌ی شرکت‌های ایرانی جا افتاده است و آن‌ها همگی تا کنون توانسته‌اند درآمدهای حاصل از صادرات خود را با همین حقه به داخل بیاورند و در سامانه‌ی نیمایی بانک مرکزی به فروش برسانند.

چین، بهره‌ور از تحریم
بازارهای داخلی ایران را کالاهای چینی قبضه کرده‌اند. تحریم به این موضوع یاری رسانده است. طبق آمار دولتی بیش از یک چهارم واردات کشور به تنهایی از کشور چین صورت می‌پذیرد. چین در بازار داخلی ایران حتا از فروش گردو و سیر هم جا نمی‌ماند. اما واردات بی‌رویه‌ی کالاهای چینی شرایطی را برمی‌انگیزد تا بعضی از صنف‌ها برای همیشه از تولید و کار جا بمانند. برای نمونه صنف پیراهن‌دوزها، کفاش‌ها و شلواردوزها سال‌های سال است که در ایران کار خود را تعطیل کرده‌اند. چون نفوذ کالاهای چینی به بی‌کاری همیشگی آنان انجامید. حتا قماش‌فروشان نیز از این عارضه‌ی عمومی برکنار نماندند. واردات بی‌رویه‌ی لباس‌های چینی و شبهِ چینی کاروبار همگی را به تعطیلی کشانید.

صنایع کوچک ایران هم از آسیب‌های چنین سیاستی از پای درآمدند. آنان هم خیلی زود در هجوم واردات کالاهای چینی تاب نیاوردند و به پادوهایی همیشگی برای کالاهای چینی بدل شدند. بسیاری از صنایع بزرگ هم از این راه برای خود زیان‌های نجومی اندوختند و حتا برای جبران این زیان‌های نجومی چاره را در آن یافتند که به واسطه‌گری برای اجناس چینی روی بیاورند. برای نمونه بسیاری از شرکت‌های خودروساز، ترفندی را به کار بستند که به جای کاهش زیان سالانه‌ی خود به فروش اتومبیل‌های چینی روی بیاورند. حتا قطعات چینی اتومبیل را از چین وارد کردند و در بازار سیاه کشور به فروش رساندند. با چنین حقه‌ای بود که گروه‌هایی از اتومبیل‌سازان داخلی توانستند از زیان‌های انباشته‌ی سالیان سال خود اندکی بکاهند. در واقع چین به شرکت‌ها و افراد متخصص یاد می‌دهد که جهت زیستن در شرایط اقتصادی فعلی برای همیشه از کارهای تولیدی دست بشویند و به واسطه‌گرانی بی‌نام و نشان برای شرکت‌های شناخته شده یا ناشناخته‌ی چینی مبدل شوند.

ایران، چین، آمریکا
دولتمردان جمهوری اسلامی هم نگاهشان به غرب است؛ از حساسیت‌ها و حتا دشنام‌هایشان می‌توان به سادگی به این نکته پی برد. اما دوام و بقای خود را به دوستی و همکاری دراز مدت با چین گره زده‌اند. چون چین قرار است نقطه‌ی اتکایی همیشگی برای سیاستمداران جمهوری اسلامی به حساب آید تا به واسطه‌ی آن از فشارهای اقتصادی یا نظامی امریکا بگریزند.

اکنون سیاستمداران ولایی پس از چهل سال که از پیدایی جمهوری اسلامی می‌گذرد، به نمونه‌هایی به ظاهر کارساز از تئوری سه جهانی یا چهار جهانی چین راه یافته‌اند. آنوقت گفته‌های دیروزی مائو و چوئن‌لای در ایران جمهوری اسلامی بازسازی می‌گردد تا دوای دردهای بی‌درمان آنان قرار گیرد. شوق و ذوق کارگزاران جمهوری اسلامی در این میدان تا به آنجا بالا گرفته است که چینی‌ها را هم به شگفتی وامی‌دارد. ولی چین در این راه خواست و اراده‌ی خود را به پیش می‌برد تا شاید از این تبلیغات و همسویی‌های متظاهرانه، علیه آمریکایی‌ها سود بجوید و آمریکایی‌ها را به حذف تعرفه از کالاهای چینی مجبور کند. انتخابات امریکا هم به گسترش حرف و حدیث‌هایی از این دست یاری می‌رساند. چنانکه اینک مهره‌ای به نام ایران هم در بازی شطرنج چین و امریکا نقش می‌آفریند. چون اکنون قرار است ایران هم نقش کره‌ی شمالی را در معادلات سیاسی یا اقتصادی چین و امریکا تکمیل و ترمیم نماید. دولت ایران هم امیدوار است که در این صف‌بندی‌های جدید خواهد توانست به خرید تجهیزات نظامی و امنیتی بیش‌تری از چین دست بیابند. بدون تردید دولت ایران حجم وسیعی از این تجهیزات را در سرکوب‌های داخلی خود به کار خواهد گرفت.

واکنش مردم: بیزاری
نارضایتی و نفرت عمومی مردم ایران از چین، بدون تردید به گسترش و نفوذ سامانه‌هایی غیر انسانی از سیاست بازمی‌گردد. مردم از چین نفرت دارند چون چین در فروش تجهیزات فوق سری نظامی و امنیتی به دولت ایران یاری می‌رساند و از همین راه به ماندگاری جمهوری اسلامی دوام می‌بخشد. در عین حال شهروندان ایرانی به نیکی دریافته‌اند که هر روز گستره‌های بیش‌تری از اقتصاد ایران به چین اختصاص می‌یابد که به سهم خود به بی‌اعتباری کالاهای ایرانی و بی‌کار شدن توده‌های وسیعی از نیروهای مولد کشور می‌انجامد. آنوقت حکومت ایران هم به زایده‌ای سیاسی برای چین بدل می‌شود و دانسته و نادانسته مردم و بازار کار ایران را نیز به همین ورطه‌ی نامردمی می‌کشانند. شعارهای خیابانی مردم در اعتراضات عمومی هم بر چنین خواستی از تنفر صحه می‌گذارد. اما دولتمردان جمهوری اسلامی گوش خود را برای همیشه بر چنین پیام‌هایی بسته‌اند.