کد خبر : 11253          2021-10-31 09:23:06

اعتراض هرروزه افغانستانی‌ها: مردم از طالبان روی می‌گردانند

ٖ بازگشت به صفحه اول
اعتراض هرروزه افغانستانی‌ها: مردم از طالبان روی می‌گردانند
عبید خجسته ــ مردم روی خود را می‌گردانند، نمی‌خواهند به طالبان ببینند، گپ بزنند و راه خود را از آنها جدا می‌کنند. این نهایت اعتراض مدنی است، در شرایطی که نمی‌توانی یک کلمه بگویی.


روزهای اول امارت طالبان بیشتر از همه وقت وحشتناک بود. هر چه نباشد، حالا کمی با آن حماقت جاری عادت کرده ایم. آدمک­‌های ناپاکی که ریش­‌درازان سیاسی قرن بیست و یکم هستند، که از تخریب لذت می بردند، به صحن شهر فرو آمده اند. آنها اینک از دیدن زنان، دختران، جوانان پطلون­پوش و ریش­‌تراشیده رفتارهای می‌بینند که هرچند باعث ترس و ضعف شان نمی‌شود، باعث حیرت و حسرت‌شان می‌شود.

این آدمک­های وحشی که حتا ادعا دارند، از نوع نگاه کردن به همدیگر تا شاشیدن، همه و همه باید اسلامی و شرعی باشد، هنوز بویی نبرده اند که واقعیت جهان چقدر غیرشرعی است. هنوز هم بسیار فاصله است که دریابند، که اینجا فاصله وجود دارد. اما، آقای غنی، با سیاست­ورزیِ خود از لحاظ مدنی فعالیت­های را کثرت و تنوع بخشید که به نوعی نفرت از طالبان را سَیر میکرد. ارزیابی­های سال گذشته و ماه­های اخیر نفرت و انزجار بی­سابقه نسل جوان را در رسانه­های جمعی نشان میداد. هرچند حکومت فاسد و مسخره­ی آقای غنی نیز بیش از دو برابر انتقادات بر خود را افزایش داده بود، اما نفرت از طالبان را با شدت و کیفیت بی­سابقه به وجود آورده بود.

مردم در جریان چند ساعت روز یکشنبه، به مردمانی مسلحی برخوردند که به حد تهوع­‌آور از آنها نفرت داشتند. نسل جوان تجربه‌­ی کاملا متفاوتی از رسانه، آگاهی، سیاست و طرف­های موجود در بازی افغانستان داشت. ظرافت‌­های این نوع زیست سیاسی را اشرف غنی با زیرکی خاصی دریافته بود و در کمپاین انتخاباتی خود می‌گفت که «... نسل امروز افغانستان همه در سیاست عملی دکترا دارند!». این اظهار نظر، با وجود دامنه‌­ی فریبنده­‌ی کمپاینی و انتخاباتی که داشت، بخشی از واقعیتی را نشان می‌داد که کمتر آگاهانی متوجه آن می‌شدند. اما چه شد؟‌

خانمی (خانم از فعالین اجتماعی و هنری است، اما به دلایلی شخصی نمی‌­خواهد نامش تذکر یابد) که بسیار هم به فعالیت‌­های سیاسی علاقمند نبود و نیست، اما انسان سرشار از انرژي روانی و روابط اجتماعی است، از اینکه در جریان رفت و آمد به شهر، متوجه برخورد متقابل مردم و طالبان شده روایت می‌کند. او با دلسوزی شوخی­‌آمیز می‌گفت: «هی مردم به این بیچاره ها حتی علیک سلام نمی‌گویند! وقتی موترها را توقف می‌دهند و پیش می­‌آیند می‌پرسند چیزی مشکل که برای تان نیست؟ هیچ کسی اصلا جواب نمی‌دهد!» بعد می‌­خندد. این اتفاق بسیار جالبی است.

من هم متوجه شدم. مردم روی خود را می‌گردانند، نمیخواهند به آنها ببینند، گپ بزنند و راه خود را از آنها جدا می‌کنند. این نهایت اعتراض مدنی است، در شرایطی که نمی‌توانی یک کلمه بگویی.

وقتی موتر را متوقف می‌سازند، با ترکیب ارجح شرعی آغاز می‌کنند:‌ (السلام علیکم و رحمة الله و برکاة)، کسی باید جواب بدهد! راننده می‌گوید:‌ علیکم سلام. دو سه گپ کوتاهی که رد و بدل می‌شود، مردم تحمل آنرا ندارند. بعضی ها به شکل دردناکی ازین صحنه‌ها نگاه‌­های‌شان را به دور می‌­برند. مصروف گوشی­‌های‌شان می‌شوند، به بیرون نگاه می‌کنند و ناراحتی عمیق خود را اظهار می‌کنند. آنها در پایان می‌گویند:‌ بخیر بروید، به امان خدا.

آهسته آهسته، دستار، جامه‌­های دراز، ریش و موی­کشال به مثابه­‌ی نماد ظاهری طالبان موضوع شوخی­‌ها، فکاهی­‌ها، نقاشی­‌ها و مطالعات اجتماعی طالبان شده است و باعث می‌شود مردم از آن دوری کنند. دیگر دستار بستن و ریش داشتن افتخار نخواهد بود، این به یاد ملاهای افغان و حامیان جهانی‌شان باشد.

استادانی را می‌شناسم که همه‌چیزشان را از دست داده اند، بقول خودشان این اختیار هنوز برای شان باقی‌ست که از مسیری بروند که طالبان را نبینند یا از کوچه‌ها و راه‌های – حتا دورتر – عبور کنند که چشم‌شان به این آدمک­ها نخورد. این نهایت انزجاری است که از طالبان دارند؛ زجر دردناکی است که تحمل می‌کنند. مردم «جدا جدا» چه می‌توانند. مردم از آن‌ها متنفر اند. نمی‌خواهند گپ بزنند. دو نفری که با هم در حال صحبت کردن هستند و از پیش ایستگاه طالبان می‌گذرند، صحبت کردن‌های خود را متوقف و یا موضوع را عوض می‌کنند، وقتی گذشتند ادامه می‌دهند. این حتا در وضعیت است که طالبان با آنها هیچ وارد گفتگو نمی‌شوند و حتا نظرات‌شان در مورد طالبان نباشند.

جامعه جهانی، سازمان­‌های فعال جهان، از مردم چه می‌خواهند؟‌ قربانی شدن؟‌ خاموشی؟ قیام و یا آگاهیِ ویرانی که باعث می‌شود هر فردی فقط بازیگر خودباخته‌­ی بازی سرمایه‌­داری امریکایی شود؟

بعد از دو هفته تقرری رئیس استیناف ولایت غور وی در یک مسجدی برای مردم سخنرانی می‌کند. اما می‌دانید چه می‌گوید؟ « باشنده­‌های این ولایت را می‌گویم. همه‌تان خوب بشنوید. از نظر امارت اسلامی و مشکلات که در بیست سال پیش آمده، شما همه تان مباح‌­الدم هستید، دختران و زنان‌تان را اگر کنیزان و پسران‌تان غلام نساختند این مهربانی و اخلاق علماء و طالبان است، آنها به شما رحم می‌کنند و از این موضع می‌گذرند. از نظر شرعی مسأله همین است.» مردم، بیچاره شده بودند، همه می‌دیدند. و می‌دیدند، و غرق اندوه سنگینی بودند.

رادیو زمانه